کدام گزینه باید حذف گردد؟ جمهوری اسلامی یا انرژی هسته ایی
کدام گزینه باید حذف گردد؟ جمهوری اسلامی یا انرژی هسته ایی
براستی کدام یک از این دو واژه باعث گردیده که ایران در نوک اخبار بین الملل قرارگیرد؟ آیا انرژی هسته ایی عاملی برای ایجاد فشارهای بین المللی و در نتیجه بحرانهای داخلی است یا بهانه ایی برای تشدد فشار؟! و چرا ایران زیر سایه حاکمیت اسلامی ! دچار چنین وضعیتی گردیده است ؟و سردمداران حکومت به چه میاندشند و به کدامین چشم انداز روشن دینی خود نظر دارند؟
البته با نگاهی اجمالی به اخبار منتشر شده در خبرگزاریهای بین المللی در طول 28 سال گذشته مبین این نکته است که ایران همواره در سطر اخبار جهانی دارای اهمیت بوده و هر بار به بهانه ائی مورد تهاجم خبری قرار گرفته است.از فرمانداری ایران در منطقه در حکومت پیشین گرفته تا انقلاب 57 – البته بهتر است بگویم کودتای 57 – و هشت سال جنگ با عراق و رهپیمائی حاکمیت بسوی نظامهای توتالیتر و ... تا این اواخر که بحث داغ آنرژِی هسته ایی مطرح گردیده است. همه این موارد خبری هر ذهنی را به این اندیشه میکشاند که چه عواملی باعث ایجاد بحرانهای موجود است ؟! و ما بکدام سو میرویم ؟
دید بین الملل با حضور توده فریب دولت اصلاح طلب بسوی ایران تغییر کرد . حضور دیدگاهی روشنفکرانه – البته فقط در شعار – چنان توجه مجامع بین الملل را بسوی خود کشاند که هیچ کسی به شعاری بودن آن توجهی نداشتند. اما با گذشت یک دوره کامل ریاست جمهوری خاتمی، همه پی بردند که نه تنها هیچ تغییری در روند حکومت ایجاد نگردید ، بلکه تصمیمات اتخاذی چه در داخل و چه بین المللی ، بسمت اندیشه های دگماتیک و جهانگشایی دینی !! پیش رفت. تا جائیکه اندیشه گسترش اسلام به سرتاسر جهان ، مجامع غیر مسلمان را بر علیه متولیان این اندیشه بسیج نمود. از سوی دیگر نقض فاحش حقوق بشر که داد فعالین سیاسی و اجتماعی را در آورده بود و همچنین حمایت دولت ایران از گروه های ضد اسرائیلی در لبنان و فلسطین و سوریه و صد البته افشای برنامه های هسته ایی ایران که کاملا در خفا شکل میگرفت ، باعث گردید که ایران در رده کشورهایی قرار گیرد که بقول بوش – رئیس جمهور آمریکا – محور شرارت نام گرفت .
رویگردانی توده ها از کلیت نظام و بروز بحرانهای داخلی که با تجمعات و شرکت در متینگهای گوناگون قانونی و ظاهرا غیر قانونی !! و شرکت کارگران و مزد بگیران در اعتصابات کارگری و همچنین شکل گیری جنبش های مستقل دانشجوئی و ... ، برخی مجامع بین الملل ، بویژه آمریکا را که هنوز خاطره تلخ گروگانگیری اوائل انقلاب را در ذهن داشتند ، بر آن داشت تا به گزینه گذار از حکومت جمهوری اسلامی عمیق تر بیاندیشند. تا جائیکه دولت آمریکا خود را همواره دوست ملت ایران نامید و حساب ملت را از حکومت جدا کرد. اگرچه کشورهای صنعتی اروپا بویژه انگلیس وآلمان و فرانسه و روسیه این اندیشه را در تضاد با منافع سود آور ارتباط با جمهوری اسلامی میدیدند اما نیاز مبرم آنها به ارتباط با آمریکا و همچنین افشای نگران کننده برنامه های هسته ایی ایران کم کم آنها را به متحدین ایالت متحده آمریکا تبدیل کرد تا با کش و قوسهای فراوان و گرفتن حداکثری امتیاز از ایران و همچنین لجاجت سر سختانه حکومت بر داشتن انرژی هسته ایی – یا بهتر است بگوئیم بمب اتم ، برای تحقق آرمان جهانگشایی دینی خود – همه و همه باعث گردید تا در اتخاذ تصمیم به اتفاق نظر رسیده و طرح تحریم بر علیه ایران به اجرا گذارده شود.
با اندکی تامل بر آنچه اتفاق افتاده و در بالا نیز بدان اشاره گردید و سیاستها و برنامه های از پیش تعیین شده و دراز مدت دولت آمریکا - که با اندیشه دهکده جهانی به رهبری آمریکا ، اجین شده است – به این نتیجه میتوان دست یافت.
از نظر ایالت متحده آنچه که سد راه آینده نگری آمریکاست ، حضور حکومت هایی است که دستابی آمریکا را به اهداف خود مختل میسازد. در اولین گام تکلیف کشورهایی چون اردن ، سوریه و لیبی بصورت دیپلماتیک و البته گاهی نیز با اعمال فشار روشن گردید . تکلیف افغانستان و عراق نیز با تهاجم مشخص گردید و در حالی که تمام تلاش خود را معطوف ایجاد صلح بین اسرائیل و کشور های فلسطین و لبنان نموده است بزرگترین مزاحم این وصلت را نظام یهود ستیز و اسلامی ایران میبیند . در نتیجه اقدام برای سقوط این رژیم را در دستور اول تصمیم گیرندگان و سیاست ورزان خود قرار میدهد . اگرچه سیاستمداران آمریکایی تمام تلاش خود را نموده اند تا با روشهای دیپلماتیک ، حاکمان جمهوری اسلامی ایران را به سمت ایجاد صلح و آرامش در منطقه حساس خاور میانه جلب نمایند . اما شعارهای بیست و هشت ساله جمهوری اسلامی مانع از رسیدن دولت مردان ایالت متحده به اهداف خود گشت. بویژه اینکه با روی کار آمدن دولت بی خرد احمدی نژاد ، شعارها و اقدامات دیپلماتیک رنگ و بوی اسرائیل ستیزی و جهانگشایی دینی بخود گرفت و البته سوابق دگم اندیشی های آقای احمدی نژاد و یاران تحت امرش در قالب دولت ، نیز بی تاثیر نبود .
از سوی دیگر رد پای حضور نیروهای ایرانی در بحرانهای عراق که در رسانه ها منتشر میگردد و دولت مردان آمریکا نیز بدان ایمان دارند باعث گردیده که تنش در عراق همچنان وجود داشته و کمتر روزی را سربازان آمریکایی در عراق بدون درگیری و کشتار سپری نمایند. تا حدی که پس از گذشت حدود سه سال ازسقوط صدام ، هنوز آثار درگیری های قومی و دینی و حزبی ، وجود داشته که مانع از پیشرفت ملت عراق بسمت آرامش بعد از استبداد صدامی میگردد. این امر نیز مزید بر علت گردیده تا سیاست مداران آمریکایی به گزینه ایی غیر از گذار از نظام جمهوری اسلامی نیندیشند.
اما ممالک غربی که نهایت سو استفاده خود را از موجودیت این نظام برده و به اندازه کافی از روابط خود با دولت مردان ایران به منافع سرشاری رسیده اند ، در انتخاب بین ایران و آمریکا ، پیکان نیاز خود را بسمت آمریکا سوق داده و به هیچ وجه حاضر به تقابل با آمریکا نیستند . چرا که در این مقطع تقابل با آمریکا یعنی خود زنی سیاسی . از سوی دیگر عدم تضمین پایداری نظام جمهوری اسلامی ایران – از نظر اجتماعی و بحرانهای گوناگون داخلی و خارجی - اعتماد دولت مردان انگلیس و فرانسه و آلمان – که پیشقراولان سیاست ورزی اتحادیه اروپا هستند – به پایداری منافع خود ضعیف و ضعیف تر مینماید.
همچنین افشای برنامه های هسته ایی و هراس آنان از همان اندیشه ی جهانگشایی دینی !! که تابو افکار و ماهیت نظام جمهوری اسلامی است ، باعث میگردد که اعتماد به صلح آمیز بودن این تکنولوژی در چهار چوب این نظام از بین رفته و اقدامات عاجل تری برای لغو سیاست هسته ایی ایران نمایند. بهمین دلیل ابتدا جمهوری اسلامی را با مشوقهایی مواجه می سازد تا با لغو کامل برنامه های هسته ایی خود ، دنیا بویژه اروپا را به آرامش خاطر برساند. اما سیاست ورزان حکومت اسلامی ایران پیگیری همان برنامه ها را در اولویت هرگونه گفتگو قرار داده و مخالفت خود را عملا با این نوع رابطه دیپلماتیک اعلام مینماید. تا حدی که اروپا فرانسه و آلمان و حتی روسیه نیز به متحدان آمریکا پیوسته وبرای تقابل ، تصمیمات جدی تری را اتخاذ مینمایند.
بنابراین اگرچه اروپا تنها نگران برنامه های اتمیک ایران است ، اما به دلیل نیازهای اساسی خود به آمریکا در درگیری هسته ایی با ایران خود را بسمت آمریکا نزدیک و نزدیکتر نموده و شعارهای خود را با آمریکائیان هماهنگ مینماید .
نتیجه کلی اینکه آنچه مورد نظر جامعه جهانی در برابر ایران است گذار از نظام جمهوری اسلامی است که ابتدا با اعمال فشار تحریم و ایجاد بحرانهای داخلی و تضعیف درونی نظام شکل گرفته و گزینه تهاجم به رهیری آمریکا نیز دور از تصور نیست . بویژه اینکه علائم و شکل آرایش نظامی آمریکائیان این احتمال را تشدید مینماید.
امید عباسقلی نژاد
3/11/1385