ظلم پایدار نمی ماند - امید عباسقلی نژاد
پس از حدود 3 دهه حکومت همراه با قتل و غارت و چپاول و دیکتاتوری و مخالف زدائی یکی از بزرگترین دیکتاتوران تاریخ – صدام حسین – به بدترین شکل ممکن به زیر کشیده شد . حکومتی که با کودتا و بدون اراده توده ها ، به قدرت رسید . صدام حسین سالهای سال را در اوج دیکتاتوری و استبداد بنام آزاد ترین و دمکراتیک ترین حکومت موجود به اریکه قدرت تکیه زد تا با این اندیشه که « ظلم را نهایتی است و خورشید تا ابد پشت ابرهای تیره و تار نخواهد ماند » نا مانوس گردد. آری صدام نیز حاکمیت قهقرائی خود را مدرن ترین ، کاملترین ، آزادترین و دمکرات ترین حکومت میخواند و همه مدافعان آزادی و انسانیت و صلح را دشمنان مردم و توده ها نامیده و ملت را از شنیدن صدای آزاد آنها بر حذر میداشت که « اینگونه افراد جیره خوران استکبار جهانی اند و ... »
حکومت صدام حسین پس از حدود سه دهه در نهایت خفت و خواری به پایان رسید اما افسوس و صد افسوس که حلاوت این پیروزی بیش از اینکه بر دل ملت شریف و زجر کشیده عراق بنشند ، باعث و بانی مدالهای افتخارآمیز افسران و سربازان سایر ملل گردد. ممالکی که برای دستیابی به خاورمیانه بزرگ و نفوذ به این خطه ی طلائی بین المللی سر و دست شکسته و برای رسیدن به این مرحله از نقشه های از پیش تعیین شده خود ، از خوان های بسیاری گذر کرده بودند . فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، و ایجاد حکومت طالبانی در افغانستان و ایجاد تفرقه بین دول این محدوده و ... از آن جمله بود. آری ملت عراق از یوق اسارت دژخیمی بنام صدام رهیدند و اینک چنان اسیر درگیری های داخلی شده اند که دیگر تاب این همه کشتارو خون و جناره را ندارند. صد البته این کشتار را هم پایانی است و بالاخره آن مردم محنت زده روی خوش زندگی را هم دیده و طعم آزادی را خواهند چشید.
ماهیت افکار خود شیفتگی نزد دیکتاتوران ، بگونه ایست که ملت ها را بندگان و بردگان و وسایلی برای جاه طلبی های خود میدانند . این تشنگان قدرت قبل از رسیدن به حکومت فقط و فقط چهار چوب محدوده مرزی خود را نشانه رفته و وقتی بر کرسی حکومت تکیه زدند دیگر حکومت در آن محدوده آنان را اغنا نکرده و در اندیشه گسترش قلمرو تحت حاکمیت خود ، اقدام به جهان آزاری مینمایند. هیتلر ، پینوشه ، میلوسویچ ، صدام و ... که هرکدام به خونخوار ترین حاکمان موجود شهره تاریخ شده اند هر یک به بهانه ائی ، ابتدا به فریب افکار توده ها در درون مرز خود پرداخته و نهایتا با شکنجه و قتل و زندان و تهدید و ... به اهداف شوم خود دست یافته اند. چه انسانهائی که به بهانه نژاد پرستی حاکمان ، در کوره های آتش سوزی جان نباختند ، چه انسانهائی که به بهانه مذهب گرائی حکومتهای مذهبس خود را در مسلخ دین سالاران دین ستیز !! در صلابه ها ندیده وبا قرون وسطائی ترین اعمال شکنجه گران چشم از آزادی بستند !!
هر فریاد آزادیخواهی دراین نوع نظام ها اصوات مسموم و هر قلمی که افکار را آگاه نماید و ماهیت آنان را فاش نماید مجنون و هر عقیده ائی که با روند حکومتی آنان مخالف گردد مطرود است. هر کس که در دفاع از نظام حاکم گام برداشت خودی و هر منتقدی غیر خودی و محکوم به نابودی است.
آری صدام اینک پس از سالیان سال ظلم و ستم و انسان ستیزی اینک در آستانه محکومیت قرار دارد. همانطور که هیتلر مجبور به انتحار گردید ، پینوشه با خفت تمام جان داد ، میلوسویچ در زندانها بسر میبرد و ... . عجب حلاوتی دارد این قدرت پرستی و خود شیفتگی که انسان را به حیوانانی پست تبدیل مینماید.
با وجودیکه همه ستمگران و دیکتاتور مآبان و استبداد پیشگان ، تاریخ را میدانند و ورق به ورق آنرا از بر کرده اند و در حالیکه از عاقبت اعمال خود آگاه هستند اما همچنان دست های کثیف و آلوده خود را از گناه نشسته و خود را مجاب به انسانیت نمیدانند.
صدام و صدامیان از بین خواهند رفت چه با چوبه دار ، چه با خفت مرگ ، و اتفاقا شهره تاریخ نیزمیشوند ، اما چگواراها کجا و آنان کجا؟ ساندز ها کجا و آنان کجا ؟ گاندیها کجا و آنان کجا ؟... و باز قصه تکراری تاریخ در نقطه دیگری از سرزمین حقیقی ، و ملت محنت زده و دچار ظلم دیگری و بازسقوط انسان ستیزان و تعالی صلح جویان و آزادیخواهان. امید که روزی هم نوبت به ما هم برسد که هوای آزادی و برخورداری از دمکراسی را استشمام کنیم .
امید عباسقلی نژاد
۱۶/۸/۱۳۸۵
